از میان تمام متغیرهایی که میتوانید در waterfall تبلیغاتی خود کنترل کنید، floor price ممکن است تأثیرگذارترین و در عین حال نادیدهگرفتهشدهترین باشد. یک استراتژی floor price بهخوبی تنظیمشده میتواند درآمد کلی تبلیغاتی شما را ۱۰ تا ۲۵ درصد افزایش دهد. یک استراتژی ضعیف میتواند بیسروصدا آن را تحلیل ببرد.
floor price چیست؟
floor price حداقل eCPM است که شما حاضرید برای یک نمایش بپذیرید. هر پیشنهادی که کمتر از کف باشد رد میشود و نمایش به منبع تقاضای بعدی در waterfall شما منتقل میشود. کف قیمتها برای جلوگیری از فروش موجودی ممتاز شما به قیمتهای پایین وجود دارند — اما اگر آنها را بیش از حد بالا تنظیم کنید، پیشنهادهایی را رد خواهید کرد که میتوانستند درآمد قابل توجهی ایجاد کنند.
معضل floor price
این تنش اصلی است که هر ناشری با آن مواجه است: کف قیمتهای بالاتر به معنای eCPM بالاتر در نمایشهایی است که پر میشوند، اما fill rate کلی پایینتر خواهد بود. کف قیمتهای پایینتر به معنای درآمدزایی از نمایشهای بیشتر است، اما احتمالاً با قیمتهایی بسیار کمتر از آنچه تبلیغدهندگان حاضر به پرداخت بودند.
floor price بهینه در نقطه تلاقی قرار دارد — به اندازه کافی بالا تا تبلیغدهندگان را به رقابتی پیشنهاد دادن وادار کند، اما به اندازه کافی پایین تا نمایشها را بدون پر شدن رها نکنید.
اشتباهات رایج در تنظیم floor price
تنظیم و فراموش کردن
تقاضای تبلیغدهندگان بر اساس فصل، روز هفته و حتی ساعت روز نوسان میکند. floor priceای که در ژانویه بهینه بود ممکن است در مارس باعث از دست رفتن درآمد شود. کف قیمتها باید حداقل هفتگی بازبینی و تنظیم شوند.
استفاده از یک کف قیمت واحد برای همه جا
یک نمایش ویدیوی پاداشی از کاربری در ایالات متحده به طرز چشمگیری ارزشمندتر از یک نمایش بنری از کاربری در جنوب شرقی آسیا است. اعمال یک کف قیمت یکسان برای تمام فرمتها، مناطق جغرافیایی و جایگاههای تبلیغاتی یکی از رایجترین نشتهای درآمدی است که مشاهده میکنیم.
تنظیم کف قیمت بر اساس میانگینها
اگر میانگین eCPM شما هشت دلار است، تنظیم کف قیمت روی هشت دلار به این معناست که تقریباً نیمی از تمام پیشنهادها را رد میکنید. کف قیمتها باید بر اساس توزیع پیشنهادها تنظیم شوند، نه میانگین. معمولاً یک کف قیمت مؤثر در صدک ۲۰ تا ۳۰ توزیع پیشنهادهای شما قرار میگیرد.
رویکردی بهتر: کف قیمتهای پویا و بخشبندیشده
بخشبندی بر اساس جغرافیا
کف قیمتهای جداگانهای برای بازارهای سطح ۱ (آمریکا، بریتانیا، استرالیا، اروپای غربی)، بازارهای سطح ۲ (ژاپن، کره، خاورمیانه) و بازارهای نوظهور (جنوب شرقی آسیا، هند، آمریکای لاتین، آفریقا) ایجاد کنید. کف قیمت مناسب برای هر سطح میتواند تا پنج برابر یا بیشتر تفاوت داشته باشد.
بخشبندی بر اساس فرمت تبلیغ
ویدیوی پاداشی بالاترین کف قیمتها را دارد، پس از آن تبلیغات میانمحتوایی، سپس بومی و در نهایت بنری قرار میگیرند. کف قیمت مناسب بنر را برای موجودی ویدیوی پاداشی خود اعمال نکنید — در این صورت درآمد قابل توجهی را از دست خواهید داد.
بهروزرسانی منظم
عملکرد کف قیمتها را هفتگی بررسی کنید. به دو معیار نگاه کنید: fill rate و میانگین eCPM. اگر fill rate بالای ۹۵ درصد است، احتمالاً کف قیمتهای شما بیش از حد پایین هستند — آنها را ۱۰ تا ۱۵ درصد افزایش دهید. اگر fill rate به زیر ۷۰ درصد افت کرد، کف قیمتهای شما بیش از حد بالا هستند — آنها را به تدریج کاهش دهید تا fill rate بهبود یابد.
ناشرانی که بهترین نتایج را میبینند، با floor price به عنوان یک متغیر زنده برخورد میکنند، نه یک تنظیم ثابت. تنظیمات کوچک هفتگی در طول زمان به افزایش درآمد قابل توجهی تبدیل میشوند.
چگونه یک شریک مدیریتشده کمک میکند
بهینهسازی پویای floor price نیاز به نظارت و تنظیم مداوم در ترکیبهای متعددی از بخشها و فرمتها دارد. یک شریک درآمدزایی مدیریتشده این فرآیند را خودکار میکند و از دادههای عملکرد تاریخی برای تنظیم کف قیمتها در نزدیک به زمان واقعی استفاده میکند — تا اطمینان حاصل شود که همیشه بیشترین ارزش را از هر نمایش بدون تلاش دستی به دست میآورید.